دیشب رفتم خونه آقای پدر و خانم مادر آقای عزیز دل! کلی طبق معمول خوش گذشت!! نه که همسرجان کلی داداش جک جوون داره! یکی فیلمهای تاپ سینماهای جهان رو درست بعد از لحظه تولیدشون نشون آدم میده! یکی بحث فلسفی راه میندازه! یکی هی مزه میپرونه! یکی قلیون چاق میکنه! یکی باهات ژله میپزه! یکی play station باهات بازی میکنه! یکی هی میگه بیا ورق! یکی ... خلاصه دوتا فیلم دیدیم یکیش اسمش zoom بود که ماجرای چن نفر بود که هرکدوم یه قدرتی داشتن! یکی غیب میشد...یکی یهویی هیکلشو گنده میکرد...یکی کلی زور داشت...یکی با چشماش چیزا را جا به جا میکرد...خلاصه اینا دور هم جمع شده بودن که بشریت رو نجات بدن. بعدش یه مدت هی تمرین کردن که پیشرفتیاتی داشته باشن و رسیدن به جایی که مثلا اونکه خودشو ناپیدا میکرد میتونست چیزای دیگه را هم ناپیدا کنه (اینجاشو جدا نفهمیدم چجوری ممکنه؟ و اصن آیا ممکنه؟ ) و بعدش هم بشریت رو نجات دادن ...
فیلم بعدی هم اسمش بود هالک و ماجرای زندگی یه پسری بود که پدرش کلی دانشمند بوده تو مرکز تحقیقات بسیج!! یا سپاه!! یا چمیدونم ارتش سری آمریکا ...بعدش رو ستاره دریایی ها داشته تحقیقات میکرده (که وقتی یه پاشونو ببری نه فقط ستاره هه یه پای جدید میاره که پاهه هم یه ستاره جدید میشه!! ) بعدش میرسه به یه دستکاری ژنتیکی که به گمونش کلی بشریت رو نجات میداده...اما ارتش بهش اجازه آزمایش رو انسان رو نمیده...و وقتی اصرار میکنه حتی اخراجش میکنه!! تو همین هیر و بیر زنش حامله میشه و آقای منجی عالم بشریت هم برمیداره رو بچه اش آزمایش میکنه...چون جدا میخواسته بشریت رو نجات بده و تو این راه یه بچه قربونی شدنی بوده...ولی خوب کلی قاطی پاطی میشه همه چی!!
» همه تو کار نجات بشریت هستن انگار!!! منم احتمالا واسه همین آرمان دارم وبلاگ مینویسم!!!
» چرا هیشکی منو نجات نمیده آخه؟؟
» پرسیدم که اگه تو بودی بین بشریت و یه بچه؟؟ همسر جان که آخرش من میدونم یه اختراع یا اکتشاف میکنه اگه وقت کنه! گف رو خودم شاید! رو بچه نه!! منم گفتم خودت که یه دانشمندی !! اقلا باید خوب باشی که بتونی بچه هرو نجات بدی خوب!!! بعدش گف نه! رو بچه نه!! بعدش من فهمیدم که چقدر همسر خوبی دارم!! (البته دوباره فهمیدم!) و این همسر جدا از سر یه جانی دیوونه که منم زیاده!!
» شیطان و دوشیزه پریم رو خوندین که؟
» اما هنوز هم اگه وقت دیدن فقط یه فیلم دارین افسانه 1900 رو از دست ندین !
